غزل شمارهٔ ۱۲۸۲

غزلیات

از ما مکن کنار که مائیم در میان
ما را کنار گیر که آئیم در میان

نوری از آن کنار به ما رو نمود باز
روشن چو آفتاب نمائیم در میان

گر نه مراد اوست که گیریم در کنار
با این و آن همیشه چرائیم در میان

بسته کمر به خلوت میخانه می رویم
آنجا میان خویش گشائیم در میان

عشقست جان عاشق و دل زنده ایم ما
مائیم حی و عشق نمائیم در میان

عاشق کنار دارد و معشوق هم کنار
عشقیم و آمدیم که مائیم در میان

سید موحدیست که سلطان گدای اوست
اندیشه کج مبر که گدائیم در میان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}