غزل شمارهٔ ۱۲۸۷

غزلیات

در چشم پر آب ما نظر کن
هر سو برو و ز ما خبر کن

سودای میان تهی چه داری
رندانه بیا ز سر به در کن

خاک کف پای عاشقان شو
خود را به کمال معتبر کن

گر می خواهی بهشت جاوید
مستانه به بزم ما گذر کن

هستی بگذار عارفانه
در عالم نیستی سفر کن

جامی ز حباب پر کن از آب
با ما تو حدیث بحر و بر کن

بنگر تو جمال نعمت الله
در جام جهان نما نظر کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}