غزل شمارهٔ ۱۲۹۳

غزلیات

دردمندیم و از دوا ایمن
بینوائیم وز نوا ایمن

در خرابات خلوتی داریم
خوش نشسته در این سرا ایمن

به خدا هر که باشد او باقی
همچو ما گردد از فنا ایمن

هر که خواهی و هر که بینی بود
یار ما باشد و ز ما ایمن

قدمی نه در آ به میخانه
تا که گردی چو اولیا ایمن

باش ایمن ز خوف بیگانه
بنشین پیش آشنا ایمن

بندهٔ سید خراباتی
رند مستیم و از شما ایمن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}