غزل شمارهٔ ۱۳۲۶

غزلیات

در دل دریا دلی گوهر بجو
از چنان بحری چنین جوهر بجو

جوهر دُر یتیم از ما طلب
خوش درآ در بحر ما گوهر بجو

عقل مخمور است ترک او بکن
عاشق سرمست جان پرور بجو

گر انا الحق گفته ای منصوروار
بر سر دار فنا سرور بجو

ور بسوزندت در آتش خوش بسوز
وانگهی آن سر ز خاکستر بجو

جان فدا کن حضرت جانان طلب
دل به دلبر ده از او دلبر بجو

گر به راه نعمت الله می روی
رهبری از آل پیغمبر بجو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}