غزل شمارهٔ ۱۳۳۲

غزلیات

در ره عاشقی به جان می رو
عاشقانه به جان روان می رو

راه عشاق را نهایت نیست
جاودان همچو عاشقان می رو

بی نشان است راه اهل طریق
بگذر از نام و بی نشان می رو

ذوق داری که جام می نوشی
بر در خانهٔ مغان می رو

این و آن را به این و آن بگذار
بی خیالات این و آن می رو

بی سر و پا رفیق یاران باش
از مکان سوی لامکان می رو

در خرابات می رود سید
با چنین همرهی چنین می رو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}