غزل شمارهٔ ۱۳۳۴

غزلیات

از بود وجود خود فنا شو
رندانه بیا حریف ما شو

خواهی که تو پادشاه باشی
در حضرت پادشه گدا شو

چون اوست نوای بینوایان
دریاب نوا و بینوا شو

در بحر محیط ما قدم نه
با ما بنشین و آشنا شو

از هستی او وجود جوئی
از هستی خویشتن فنا شو

گر بندهٔ حضرت خدائی
چون بندهٔ حضرت خدا شو

خواهی که رسی به نعمت الله
ایمن ز فنا و از بقا شو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}