غزل شمارهٔ ۱۳۴۰

غزلیات

گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
این چنین گفته ای آنچنان بشنو

با تو گویم حکایت مستان
بشنو از قول عاشقان بشنو

نوش کن جام می که نوشت باد
با تو گفتم ز جان به جان بشنو

از سر ذوق گفته ام سخنی
آن معانی ازین بیان بشنو

می و جام و حریف و ساقی اوست
دو مگو کان یکیست آن بشنو

از کنار نگار اگر پرسی
در میان آ و از میان بشنو

سخن سیدم روان می خوان
آه جانسوز عاشقان بشنو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}