غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

غزلیات

عقل در کوی عشق سرگشته
چون گدائیست در به در گشته

خبری یافته ز میخانه
زان خبر مست و بی خبر گشته

دیده نقش خیال او دیده
آب از آن روش در نظر گشته

همچو پرگار گرد نقطهٔ دل
سالها جان ما به سر گشته

از می و جام با خبر باشد
هر که چون ما به بحر و بر گشته

ساغر می مدام می نوشتم
لاجرم حال ما دگر گشته

هر که گشته غلام سید ما
در همه جای معتبر گشته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}