غزل شمارهٔ ۱۴۰۶

غزلیات

دیده تا نور روی او دیده
هرچه دیده همه نکو دیده

زلف و رویش به همدگر نگرد
کفر و اسلام مو به مو دیده

چشم دریادلی است دیدهٔ ما
در نظر آب سو به سو دیده

دیدهٔ ما یکی یکی بیند
گرچه احول یکی به دو دیده

دیده در آینه نگاهی کرد
جان و جانانه روبرو دیده

چند گوئی که من نمی بینم
روشنست آفتاب کو دیده

نعمت الله نظر از او دارد
نور او را به نور او دیده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}