غزل شمارهٔ ۱۴۰۸

غزلیات

می نگارد نگار بر دیده
می نماید چو نور در دیده

نور روئی که چشم سر بیند
دیدهٔ ما به چشم سر دیده

هر که بیند به عین ما ، ما را
صدف و بحر و هم گهر دیده

جام می هر که دیده رندانه
هست سیاح بحر و بر دیده

دیده هر ذره ای که می بیند
آفتابیست در قمر دیده

دیده دیده به نور او او را
این نظر دیده ز آن نظر دیده

هرکه او نور نعمت الله دید
جان و جانان به همدگر دیده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}