غزل شمارهٔ ۱۴۱۸

غزلیات

از همه آئینه پیدا آمده
نور او درچشم بینا آمده

آن یکی ظاهر شده در هر یکی
هر یکی بنگر که یکتا آمده

بحر در جوشست و رو دارد به ما
آبروی ما بر ما آمده

مجلس عشقست و رندان در حضور
ساقی سرمست تنها آمده

از ولایش ما ولایت یافتیم
حکم ما از ملک بالا آمده

قطره ای بودیم ما بحری شدیم
این چنین دُری ز دریا آمده

نعمت الله رو به میخانه نهاد
میل ما کرده به مأوی آمده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}