غزل شمارهٔ ۱۴۱۹

غزلیات

سایه و همسایه پیدا آمده
صورت و معنی هویدا آمده

دیدهٔ ما روشن است از نور او
نور او در چشم بینا آمده

قطره و بحر و حباب از ما بجو
زان که جمله عین دریا آمده

خوش بلائی می کشم از عشق او
این بلا بر ما ز بالا آمده

تا نماند هیچ رندی در خمار
ساقی مستی بر ما آمده

سید و بنده به هم آمیخته
هر دو تا گوئی که یکتا آمده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}