غزل شمارهٔ ۱۴۶۱

غزلیات

ای که می گوئی که هستم از منی
از منی بگذر که این دم با منی

پیش کاید آدمی اندر وجود
معنیش جان بود و در صورت منی

از منی بگذر چو مردان خدا
کز منی پیدا شود مرد و زنی

سروری یابی چو سرداران عشق
گر به پای عاشقان سرافکنی

جان تو چون یوسف و تن پیرهن
یوسف مصری نه این پیراهنی

چون ز هر دل روزنی با حق بود
خاطر موری سزد گر نشکنی

نعمت الله جو که تا یابی مراد
بگذر از دنیا که دونست و دنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}