غزل شمارهٔ ۱۴۶۲

غزلیات

بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی
دمی از خود بیاسائی سر آبی چنان بینی

در آ در گوشهٔ دیده کناری گیر از مردم
که بر دست و کنار آنجا کنارش در میان بینی

خیال عارضش جوئی در آب چشم ما می جو
که نور دیدهٔ مردم درین آب روان بینی

به بحر ما خوشی چون ما در آ با ما دمی بنشین
که ما را عین ما هم چون محیطی بی کران بینی

نشان و نام خود بگذار بی نام و نشان می رو
چو بی نام و نشان گشتی به نام او نشان بینی

حریف بزم رندان شو که عمر جاودان یابی
به میخانه در آ با ما که میر عاشقان بینی

ز سید جام می بستان و جام و می به هم می بین
بیابی لذتی چون ما اگر این بینی آن بینی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}