غزل شمارهٔ ۱۴۷۳

غزلیات

بی عشق مباش یک زمانی
کز عشق نکرد کس زیانی

آن آن دارد که عشق دارد
بی عشق کسی ندارد آبی

گر دست دهد ز ساقی ما
یک جرعهٔ می بخر به جانی

می نوش کنیم و عشق بازیم
گر زان که دهد خدا امانی

ساقی قدحی بیار حالی
مطرب غزلی بخوان روانی

این علم بدیع نعمت الله
بنویس معانی بیانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}