غزل شمارهٔ ۱۴۷۶

غزلیات

حرف جام شراب اگر دانی
نسخهٔ جسم و روح برخوانی

صورتا ساغری و معنی می
ظاهراً این و باطناً آنی

عشق و معشوق و عاشق خویشی
دل و دلدار و جان و جانانی

چون سر زلف او پریشان شو
جمع می باش از پریشانی

در نظر نور دیدهٔ خلقی
گرچه از نور دیده پنهانی

هر چه خواهی ز خود طلب می کن
که توئی هر چه خواهی ار دانی

شادی روی نعمت الله نوش
می وحدت ز جام سبحانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}