غزل شمارهٔ ۱۴۸۴

غزلیات

دنیا حکایتیست حکایت چه می کنی
حاصل چو نیست شکر شکایت چه می کنی

والی مجو ولایت او را به او گذار
بی والی و ولی تو ولایت چه می کنی

بحریست بیکران و در او ما مجاوریم
با بحر ما حدیث نهایت چه می کنی

منصوروار بر سر دار فنا بر آ
بگذر ز هست و نیست به غایت چه می کنی

عقل است دشمن تو و گوئی که یار ماست
چون دوستدار هست حمایت چه می کنی

گوئی که میل ماست به غایت در این طریق
غایت چو نیست میل به غایت چه می کنی

ترک هوای خویش بگو در هوای او
بی عشق او هوای هوایت چه می کنی

الهام دوست میرسدت دم به دم به دل
ای بی خبر حدیث و روایت چه می کنی

دریاب نعمت الله و جام مئی بنوش
با همدمی چنین تو حکایت چه می کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}