غزل شمارهٔ ۱۴۹۴

غزلیات

در پی عشق روان شو که به جائی برسی
دُردی درد بخور تا به دوائی برسی

به سر کوی محبت به صفا باید رفت
باشد آنجا به فقائی به صفائی برسی

می و میخانهٔ ما آب و هوای دگر است
خوش بود گر به چنین آب و هوائی برسی

نرسی در حرم کعبهٔ مقصود به خود
همرهی جو که در این راه به جائی برسی

بینوائی چه کنی برگ و نوائی به کف آر
نعمت الله بطلب تا به نوائی برسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}