غزل شمارهٔ ۱۵۰۳

غزلیات

گرچه میری در این جهان میری
چون رسد وقت ناگهان میری

آب سر چشمهٔ حیات بنوش
تا نمانند این و آن میری

خوش کناری بگیر ازین عالم
پیش از آن دم که در میان میری

زندهٔ جاودان توانی بود
گر تو در پای عاشقان میری

هر که مُرد او دگر نخواهد مُرد
ور نمیری چو دیگران میری

زنده دل باش و جان به جانان ده
گرنخواهی که جاودان میری

نعمت الله به ذوق جان بسپرد
تو چنان رو که همچنان میری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}