غزل شمارهٔ ۱۵۱۰

غزلیات

تخم نیک و بدی که می کاری
هر چه کاری بدان که برداری

بار یاری اگر کنی ای یار
شاید ار تخم دوستی کاری

از بدی هیچ سود نتوان یافت
خود زیان نیست در نکوکاری

دل میازار و دل به دست آور
گوش کن این نصیحت از یاری

دل تو هیچکس نیازارد
گر دل هیچکس نیازاری

ما چنین مست و تو چنان مخمور
در چه اندیشه ای چه پنداری

نعمت الله برای دل بردن
سر برآورده است عیاری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}