غزل شمارهٔ ۱۵۳۲

غزلیات

متناهی شود به تو همه شی
تو شوی منتهی به حضرت وی

غایت ذوق ما کجا یابد
به جز از ما و همچو ما هی هی

زاهد و زهد و آرزوی نماز
ما و ساقی و ساغر پر می

کشتهٔ عشق و زندهٔ ابد است
کی بمیرد کسی که زو شد حی

آفتابست و عالمی سایه
هر کجا او رود رود در پی

نو او را به نور او دیدیم
نه به یک چیز بلکه در همه شی

سر سید ز نعمت الله جو
دم نائی طلب کنش از نی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}