غزل شمارهٔ ۱۵۴۸

غزلیات

گفتهٔ عشاق می خوانم بلی
عشقبازی نیک می دانم بلی

دیده ام آئینهٔ گیتی نما
بر جمال خویش حیرانم بلی

بسته ام زُنار کفر زلف او
لاجرم نیکو مسلمانم بلی

دردمندم دردمندم دردمند
دُردی درد است درمانم بلی

گه به این و گه به آن خوانی مرا
هرچه می خوانی بخوان آنم بلی

از سر هر دو جهان برخواستم
همنشین جان و جانانم بلی

درخرابات مغان مست و خراب
سیدم مجموع رندانم بلی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}