قطعهٔ شمارهٔ ۴۱

قطعات

شیخ الاسلام احمد جامی
که دم مرده از دمش حی شد

می اوشد عسل چنین گویند
منکر او مشو مگو کی شد

باز رندی دگر به یک جذبه
خم او پاک خالی از می شد

نه میش ماندنی عسل در خم
شکرش رفت و خالی از می شد

گرچه تبدیل خلق خوش باشد
لیک آن خوشتر است لاشی شد

نعمت الله که میرمستان است
فانی از خویش و باقی از وی شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}