قطعهٔ شمارهٔ ۵۲

قطعات

جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
تا نگردد جام با می متحد

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای
نوش می فرما و می گو رب زد

گرم باش و آتشی خوش برفروز
تا نگردی هم چو آب منجمد

لیس فی الدارین غیری یا حبیب
لیس مثلی کیف ضدی این و ند

نعمت الله در همه عالم یکیست
لاتجد مثلی و مثلی لاتجد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}