قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳

قطعات

بر لب دریا چه می گردی نشین
همچو ما با ما در این دریا نشین

مجلس عشق است و ما مست خراب
سر قدم ساز و بیا از پا نشین

در خرابات مغان افتاده‌ایم
عشق اگر داری بیا با ما نشین

گرد هر در می روی دیگر مرو
بر در یکتای بی‌همتا نشین

خیز و بنشین زیردست عارفان
آنگهی بر منصب بالا نشین

دیدهٔ روشن اگر خواهی چو نور
در نظر با مردم بینا نشین

خیمه از خانه به صحرا می‌زنیم
وقت نوروز است و ما صحرانشین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}