قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۴

قطعات

ما خیالیم و در حقیقت او
ما حبابیم و عین ما دریا

هرچه بینی و هر که می دانی
می جامست و صورت و معنی

شاهدی در هزار جامه نگر
نظری کن به دیدهٔ بینا

ساغرت گر که نیست پر از می
گر طلب می کنی بجو از ما

دور رندان ماست باز امروز
فارغ از دی و ایمن از فردا

رند مستی چو نعمت الله نیست
ور تو گوئی که هست ها بنما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}