شمارهٔ ۶

مثنویات

گرنه ای باطل بیا و حق پرست
از مقید بگذر و مطلق پرست

حق وجود است و یکی می دانمش
گرچه باطل را عدم می‌خوانمش

چون یکی اندر یکی باشد یکی
در وجود آن یکی نبود شکی

یک وجود است و کمالش بی شمار
در دو عالم آن یکی را می شمار

زوج از تکرار فرد آمد پدید
این سخن از ما به جان باید شنید

زوج عالم دان و آن الله فرد
یک حقیقت خواه زوج و خواه فرد

فرد مطلق شد مقید در ظهور
گاه ظلمت می نماید گاه نور

نور مطلق از ظهور وی بود
ور نه اینجا نور و ظلمت کی بود

جامی از می پر ز می بستان بنوش
شادی رندان و سرمستان بنوش

قول ما حق است از حق می شنو
گه مقید گاه مطلق می شنو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}