شمارهٔ ۷۲

مثنویات

عاشق سر‌مست با جانانه‌ ای
همنشین بودند در یک خانه‌ ای

نازکی باریک بینی خوش لقا
حلقه ‌ای زد بر در خلوتسرا

گفت عاشق کیست بر در وقت شام
گفت هستم بنده باریکک به نام

گفت اگر موئی نگنجی در میان
جان و جانانست و جانانست و جان

او نمی‌ گنجد که می‌ گوئیم او
او نمی‌ گنجد چه جای ما و تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}