شمارهٔ ۴

غزلیات

اگر نه زلف تو میبرد در پناه مرا
فریب چشم تو میکشت بی گناه مرا

چه فتنه ها که بر انگیخت خال هندویت
برآتش رخ تو سوخت آن سیاه مرا

گواه سوز درون اشک و چهره زرد است
بود بدرد تو زین گونه صد گواه مرا

بگفتم از ره رندی روم به راه صلاح
چه چاره عشوه ساقی برد ز راه مرا

دمید سبزه چو بر کرد آفتاب رخت
بسوخت بار دگر مهر آن گیاه مرا

چه باک شاهدی از نامه سیاه که هست
عفاف مرحمت دوست عذر خواه مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}