شمارهٔ ۷

غزلیات

لعل لب تو شفاست ما را
درد تو همه دواست ما را

تا گشت جدا دلم ز تیغت
هر لحظه غم جداست ما را

دل آینۀ جمال یارست
زین آینه پر صفاست ما را

گفتی بکشم تو را بجایی
این سعد بگو کجاست ما را

گر هست تو را هوای قتلم
بالله که همین هواست ما را

گر خال و خط تو مشک خوانیم
با خط تّو بس خطاست ما را

ای شاهدی از غمش چه نالی
جورش همگی سزاست ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}