شمارهٔ ۱۲

غزلیات

ای خاک درت سجده‌گه جمله جبین‌ها
زنار دو گیسوی تو سرفتنه دین‌ها

عشاق تو را طاقت جور و ستمت نیست
گشتند همه خاک درت بگذر از این‌ها

با عاشق خود جور و جفا کمتر از این کن
زیرا که ز خوبان نبود خوب چنین‌ها

بر تربت عشاق گذر کن که برآیند
جان‌ها به تماشای تو از زیر زمین‌ها

فریاد ز ترکان دو چشمت که دمادم
بر خلق کشانید ز هر گوشه کمین‌ها

گفتی کشمت شاهدی یا با غم و یا درد
خود نیست مرا هیچ شک و شبهه درین‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}