شمارهٔ ۲۶

غزلیات

قدت سرو گفتیم و رویی نداشت
چو زلف تو هم مشک بوئی نداشت

فرات ار چه سیل در سیل بود
چو چشمم بسی جست و جویی نداشت

دل ریش من هر شبی تا سحر
بجز ذکر تو گفت و گویی نداشت

محیط ار چه در خویشتن غرقه بود
چو مژگان من آب رویی نداشت

بحسرت چو شد شاهدی زیر خاک
جز آن خاک کو آرزویی نداشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}