شمارهٔ ۳۸

غزلیات

زلف و رخ تو چون شب مهتاب نماید
خط بر رخ تو سبزه سیراب نماید

بر روی تو دلها همه شد زار و نگون سار
چون پرتوی قندیل که در آب نماید

گفتم که شبی چشم تو در خواب ببینم
کو بخت که در خواب چنین خواب نماید

دیگر به مساجد نبرد سجده جبینم
ابروی تو گر گوشۀ محراب نماید

گو شاهدی از جمله گدایان در ماست
تا بر همه کس فخر ازاین باب نماید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}