شمارهٔ ۴۶

غزلیات

چو جان خیال لبش در درون بگرداند
درون پرده دلم را به خون بگرداند

اگر چه عقل به تدبیر میکشد دل را
فسون چشم تواش با فنون بگرداند

خرد که موی شکافد به فن و دانش و هوش
قضای سابق و تقدیر چون بگرداند

طبیب درد سر خود همی دهد هیهات
که با دوار دماغ این جنون بگرداند

چو شاهدی به رخت عشق از فسانه نباخت
چگونه رخ ز غمت با فسون بگرداند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}