شمارهٔ ۶۹

غزلیات

درد تو جان من به جز این تن نمی‌کشد
این بخیه غیر رشته و سوزن نمی‌کشد

دل را اگر چه نزد رقیبان بود دوا
سازد به درد و منت دشمن نمی‌کشد

بی‌سرو قد و سبزه خط و گل رخت
دل سوی باغ روضهٔ رضوان نمی‌کشد

روی تو آفتاب و به هرجا کشید تیغ
من سوختم ز حسرت و بر من نمی‌کشد

تا شاهدی به دیدهٔ دل دید روی یار
منت دگر ز دیدهٔ روشن نمی‌کشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}