شمارهٔ ۸۶

غزلیات

مرغ دل راست عزم مسکن خویش
خاطرش می کشد به گلشن خویش

چند باشد درین قفس محبوس
نیست جایش بجز نشیمن خویش

جان من چون لب تویاد آرم
پر کنم من ز لعل دامن خویش

گر نه فکر تو قصد جان من است
چیست مو جب به لب گزیدن خویش

شمع روی تو نور دیده ماست
رد مکن دیده را ز دیدن خویش

لب شیرین چو کام خسرو شد
ماند فرهاد و کوه کندن خویش

تیغ برکش بکش مرا و مپرس
گنه شاهدی به گردن خویش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}