شمارهٔ ۸۸

غزلیات

با نی شکر بگو که ننازد به قند خویش
گر بایدش لب تو بر آید ز بند خویش

ما را به درد ما بگذار ای طبیب درد
خوش خاطریم ما ز دل دردمند خویش

زاهد تو راست سایه طوبی و باغ خلد
ما و کنار آبی و سرو بلند خویش

دل را خلاص نیست ز زنجیر زلف تو
آه ار کنی به گردن جان هم کمند خویش

شد خاک راه تو سر پر شوق شاهدی
گه گه بتاز بر سر خاکش سمند خویش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}