شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

آمد نگار بر در دل دیده باز کن
بنشین به عیش و در ز رقیبان فراز کن

با یار نازنین چو بیابی مقام امن
چندانکه ناز بیش کند تو نیاز کن

مطرب بیا که یار ندیم است و گل ببار
آهنگ عاشقانه در این پرده ساز کن

از سیر آن دهن که نیاید سخن چه سود
ای دل که گفت با تو که افشای راز کن

جانا چو عفو می کنی از جرم ما بگیر
ور می کشی به جانب ما دیده باز کن

ای شاهدی مراد دل از هیچ کس مجوی
روی نیاز را به در بی نیاز کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}