شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی
منم خراب تو ویرانهٔ که می‌پرسی

حدیث زلف تو امشب حکایتی است دراز
تو خوابناک ز افسانهٔ که می‌پرسی

منم که خلوت دل کردم از غم‌آبادت
تو از غم که و غمخانهٔ که می‌پرسی

ز جام عشق تو خلق جهان همه مستند
تو از تواضع مستانهٔ که می‌پرسی

گدای کوی تو شد شاهدی و شاهی یافت
بگو دگر در شاهانهٔ که می‌پرسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}