شمارهٔ ۲

غزلیات

ز روی ذات بر افکن نقاب اسما را
نهان به اسم مکن چهرۀ مسمّا را

نقاب بر فکن از روی و عزم صحرا کن
ز کنج خلوت وحدت دمی تماشا را

اگر چه پرتو انوار ذات محو کند
چو این نقاب بر افتد جمیع اشیا را

اگر چه ما و منی نیز جز توئی
تو نیست زماو من بِسِتان یک زمان من و ما را

اگر چه سایۀ عنقا مغربست جهان
و لیک سایه حجاب آمده است عنقا را

نقوش کثرت امواج ظاهر دریا
حجاب وحدت باطن بس است دریا را

فروغ چهرۀ عذرای خود نهان دارد
ز چشم وامق بیدل عذار عذرا را

نمی سزد که نهان گردی از اولو الابصار
که نور دیده تویی چشمهای بینا را

ز مغربی چو تویی ناظر رخ زیبات
نهان از و مکن ای دوست روی زیبا را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}