شمارهٔ ۲۲

غزلیات

اگر ز روی براندازد او نقاب صفات
دو کَون سوخته گردد ز نور پرتو ذات

به پیش تاب تجلی ذات محو شود
چنانکه هست کشته از فروغ صفات

مجوز کَون و ثباتی به پیش برتو او
که بسته را نتوان بافت پیش باد ثبات

دلا نقاب برافکن ز روی او و مپرس
ز آنکه سوخته گردی در آتش سبحات

بنور روی تو کان نور نور انوار است
بخاک کوی تو کان آتش است و آب حیات

ازین هلاک میندیش و باش مردانه
که آن هلاک بود موجب خلاص و نجات

اگر تو محو نگردی کجا شوی مثبت
بمحو خویش طلب گر طلب کنی ثبات

بمغربی است نهان آفتاب رخسارش
اگرچه هست عیان از فروغ او ذرات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}