شمارهٔ ۹۲

غزلیات

ایجمال تو در جهان مشهور
لیکن از چشم انس و جان مستور

نور رویت بدید ها نزدیک
لیکن از دیدنش نظر ها دور

غیر گرمی کجا کند ادراک
ز آفتاب منیر تابان کور

گرچه باشد عیان چه شاید دید
قرص خورشید را بدیده مور

هم بتو میتوان ترا دیدن
بل توئی ناظر و توئی منظور

مدتی این گمان همیبردم
که منم ذاکر و تویی مذکور

شد یقینم کنون که غیر توست
ذاکر و ذکر و شاکر و مشکور

مهر رویت چو تافت بر عالم
یافت ذرّات کاینات ظهور

گشت پیدا از عکس زلف و رخت
در جهان کفر و دین و ظلمت و نور

لب شیرین او چشم فتانت
در زمانه فکنده متنه و شور

مغربی را مدام تز لب و چشم
در جهان مست دارد و مخمور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}