شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

ای نهان در ذات پاکت ذات کَون
وی عیان نور تو در مرآت کَون

مدتی بیمدت دور زمان
بود دایم با تو خوش اوقات کَون

میگذشتی روز و شب بی روز و شب
بر مراد خویشتن ساعات کَون

محو بودی هم بوصف و هم بذات
در همه حالات تو حالات کَون

علم ذاتت اندر آن محو وجود
گاه کردی محو گه اثبات کَون

عین علمت دید اعیان همه
چون نگاهی کرد در غایات کَون

بود ذات کَون محتاج وجود
پس برآورد از کرم حاجات کَون

ای گرفته حسنت از بهر ظهور
شکل و وضع و صورت و هیات کَون

وی ز جیب موسی سر برزده
رب ارنی گفته در میقات کَون

برده سلطان ظهورت ناگهان
سوی صحرا لشکر و آیات کَون

از ظهور آفتاب روی تو
گشته ظاهر جمله ذرّات کَون

از فروغ نور مصباح رخت
کوکب درّی شده مشکوت کَون

دیده اسرار صفات ذات تو
مغربی در مصحف آیات کَون

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}