شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

جنون فوق عایات الجنونی
جنون من حبیب ذوالفنونی

به عشقت زان ز هر مجنون فزونم
که در خوبی ز هر لیلی فزونی

برون از خویشتن عمریت جستم
نمیدانستمت کاندر درونی

نگارا دیده اندر جستجویت
چه میگردد که تو عین عیونی

الا ای غمزه غماز دلبر
چنان پر مکر و دستان و فسونی

که اندر سحر و مکّاری و افسون
زحد و وصف و اندازه برونی

دلا از چشم سرمستش حذر کن
که هم ترک است و هم سرمست و خونی

دلا در توست چون ساکن دلارا
چرا بی صبر و آرام و سکونی

ترا در چند و چونی مغربی یافت
اگر چه برتر از چندی و چونی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}