شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

ای آفتاب رویت هرسو فکنده تابی
وی از فروغ مهرت هر ذرّه آفتابی

از کیست قدر رویت چون نیست غیر تو کس
هر لحظه در لباسی هر لحمه در نقابی

ساقی و باده چون نیست الّا یکی پس از چه
در هر طرف فتاده مستی است از شرابی

دست تو در گل ما مهر تو در دل ما
نوریست در ظلامی، گنجی است در خرابی

چون کس نبود جز تو در عرصه دو عالم
کز وی کنی سوالی او را دهی جوابی

در آینه نظر کرد روی تو دید خود را
خویشتن درآمد هرلحظه در عتابی

با عکس خویش میگفت هر ساعتی حدیثی
با نفس خویش میکرد هر لحمه‌ای خطابی

ای آفتاب تابان در مغربی نظر کن
کز روی تست عکسی وز مهر توست تابی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}