شمارهٔ ۱

قصاید، غزلیات و قطعات

یری محنتی ثم یخفض البصرا
فدته نفسی تراه قد سفرا

داند کز وی به من همی چه رسد
دیگر باره ز عشق بی خبرا

اما یری و جنتی من عصره
و سایلا کالجمان مبتدرا

چو سد یأجوج بایدی دل من
که باشدی غمزگانْش را سپرا

فضلّ حلمی و خانتی جلدی
و من یطیق القضاء و القدرا

و گر بدانستمی که دل بشود
نکردمی بر ره بلا گذرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}