شمارهٔ ۷۰

اشعار منتسب

گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط
ماه ز حسن روی او راست فتاد در غلط

از هوس لبش که آن ز آب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدام چشمه آب همچو شط

گر به غلامی خودم شاه قبول می کند
تا به مبارکی دهم بنده به بندگیش خط

گر به هوات می دهم گر مثال جان ودل
گاه به آب می کشم آتش عشق تو چو بط

آب حیات حافظا گشته خجل ز طبع تو
کس به هوای عشق او شعر نگفت از این نمط

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}