بخش ۳۹ - جواب

گلشن راز

یکی دریاست هستی، نطق ساحل
صدف حرف و جواهر دانشِ دل

به هر موجی هزاران دُرِّ شهوار
برون ریزد ز نَقل و نصّ و اخبار

هزاران موج خیزد هر دم از وی
نگردد قطره‌ای هرگز کم از وی

وجودِ علم از آن دریای ژرف است
غلافِ دُرِّ او از صوت و حرف است

معانی چون کند اینجا تنزُّل
ضرورت باشد آن را از تمثُّل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}