بخش ۳ - حکایت

کنز الحقایق

چه نیکو گفت آن پیر سخندان
بدان عامی سرگردان و حیران

که صوفی و امام و شیخ و زاهد
سه ماهه دار و قرآن خوان و عابد

مرقع‌پوش و صاحب تاج و کشکول
میان مردمان گردیده مقبول

خطیب و واعظ و مفتی و قاضی
مدبر بر وقوف حال و ماضی

همه گشتی و شد کارت به سامان
کنون وقت‌ست اگر گردی مسلمان

مسلمانی ورای این مقام است
بگویم با تو رمزی کان کدام است

به کس مپسند آنچت نیست درخور
مسلمانی همین است ای برادر

ولی ایمان ورای این و آن‌ست
که ایمان علم خاص الخاص جان‌ست

چو بشناسی یقین تو این معانی
حقیقت سر ایمان را بدانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}