بخش ۴ - در تحقیق حقیقت

کنز الحقایق

به کلی دور شو از رسم و عادت
بگو از جان و دل قول شهادت

برو در پیش کُن یک راه جان را
که قدری نیست اقوال زبان را

به اخلاص و یقین کن کار خود راست
که حق از بندگان خود همین خواست

بگویم تا بدانی چیست اخلاص
که قول و فعل تو حق را بود خاص

شهادت را حقوق‌ست و حدود است
چو بشناسی و بگذاری چه سود است

تو پنداری بدین قول رستی
شود فردا حمارت زانکه مستی

مسلمان نیست از تو جز زبانت
منافق این بود کردم بیانت

نفاق ای بی‌خبر چیزی دگر نیست
زبان گویان و دل را زان خبر نیست

مسلمان گشتة اکنون به یک عضو
به کل شو زانکه نافع نیست یک جزو

اگر دل با زبان یکسان کنی تو
هر آنچت گفت حق فرمان کنی تو

مسلمان حقیقت گشته باشی
ز شرک مشرکان بگذشته باشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}